عبادت یعنی این..........................


شب عفو است و محتاج دعايم،
زعمق دل دعايي كن برايم،
اگر امشب به معشوقت رسيدي،
خدارادر ميان اشك هايت ديدي،
كمي هم نزد او يادي زما كن،
كمي هم جاي مااوراصدا كن،
بگو يارب فلاني روسياهست،
دو دستش خالي و غرق گناه است،
بگو يارب توي درياي جوشان،
دراين شب بروي بنوشان.
منبع:http://www.shahrekhabar.com
افسوس از این عمر گرانمایه که بگذشت ........................................................................................................................
آیتالله سیدحسین طباطبایی بروجردی زعیم بزرگ حوزههای علمیه و جهان تشیع.

* جملهای که در آخرین لحظات عمر آیتالله بروجردی بر زبانش جاری شد
اتفاقی که در آخرین روزهای عمر گرانقدر آیتالله بروجردی رخ داد و شهید مطهری آن را در یکی از منبرهای خود عنوان کرد: زمانی که آیتالله بروجردی در اواخر عمرش در بستر بیماری بود و عدهای از بزرگان به عیادتش رفته بودند، گفت: «عمر ما گذشت و نتوانستیم کار با ارزشی انجام دهیم». یکی از حاضران گفت شما چرا؟! شما که دارای این همه آثار هستید و شاگردان زیادی تربیت کردهاید که آیتالله بروجردی در پاسخ وی حدیثی را قرائت کرد «خلصالعمل فانالناقد بصیرٌ بصیر» عمل را خالص کن چرا؟ چون کسی که ناقد است یعنی خداوند، بصیر بصیر است.
این جمله باعث شد افرادی که بر بالین آیتالله بروجردی حاضر بودند منقلب شده و اشک بریزند که آقا با این همه عظمت خدمت خالصانهای که داشت باز هم از اخلاص میگوید.
سرانجام در سال ۱۳۸۰ هجری قمری همزمان با دهم فروردین ۱۳۴۰ شمسی آیتالله بروجردی به رحمت خدا رفت و بزرگترین تشیع جنازه تا آن روز برای ایشان بود که با شکوه و عظمت انجام شد و در درب ورودی مسجد اعظم شهر مقدس قم به خاک سپرده شد و هماکنون نیز بزرگان با ارادت تمام به خدمت این عالم فرزانه مشرف میشوند.
منبع:افکارنيوز

خداوندا ، در این آخرین روزهای سال
دل مردمان این سرزمین را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده
که هر کجا تردیدی هست ایمان
هر کجا زخمی هست مرهم
هر کجا نومیدی هست امید
و هر کجا نفرتی هست عشق جای آنرا فرا گیرد ، آمین . . .
نوروز 1394 برهمگی مبارک
آن حضرت بسيار گريه و اصحاب آن حضرت نيز همه گريان شدند و كسى توان صحبت و سخن گفتن با حضرت را نداشت.
و چون هرگاه پيغمبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله دخترش حضرت فاطمه سلام اللّه عليها را مى ديد، شادمان و خوشحال مى گرديد، به همين علّت سلمان به سوى منزل آن مخدّره آمد تا ايشان را نزد پدر بزرگوارش آورد و موجب شادى و آرامش رسول خدا گردد.
وقتى سلمان به منزل حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه عليها وارد شد، ديد حضرت مشغول آسياب نمودن مقدارى جو مى باشد و با خود اين آيه قرآن را زمزمه مى نمايد:«وَ ما عِنْدَاللّهِ خَيْرٌ و اءبْقى؛ آنچه نزد خداى متعال و خواست او است بهتر و با دوام مى باشد.»
پس سلمان فارسى بر حضرت زهرا سلام كرد و بعد از آن، جريان ناراحتى و گريه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله را براى آن بزرگوار بيان نمود.
فاطمه زهرا سلام اللّه عليها با شنيدن اين خبر از جاى خود برخاست و چادر خود را كه حدود دوازده جاى آن پاره شده و درز گرفته بود بر سرافكند.
سلمان فارسى با ديدن چنين زندگى و لباسى به گريه افتاد و گفت: «چقدر سخت و غير قابل تحمّل است كه دختران روسا و پادشاهان لباس هاى سُندس و ابريشم بپوشند، و در آن همه تجمّلات و آسايش باشند؛ ولى دختر محمّد، پيغمبر خدا صلى اللّه عليه و آله چادر پشمينِ وصله دار بپوشد و اين همه سختى ها و مشقّت ها را تحمّل نمايد.»
هنگامى كه حضرت فاطمه سلام اللّه عليها به حضور پدر خود، حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله وارد شد، اظهار نمود: « يا رسول الله! سلمان از زندگى و لباس هاى من تعجّب كرده و در گريه و اندوه، فرو رفته است.»
حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم به سلمان فرمود: «دخترم، فاطمه محبوب خدا است و از سابقين در ورود به بهشت خواهد بود.»
پس از آن، حضرت زهرا سلام اللّه عليها اظهار داشت: «پدر جان ! دخترت فداى تو گردد، چرا گريان بوده اى؟»
حضرت رسول فرمود: «دخترم! جبرئيل امين دو آيه قرآن پيرامون جهنّم بر من نازل نمود، كه بسيار دردآور و وحشتناك بود و سپس آن دو آيه شريفه را خواند.»
حضرت زهرا سلام اللّه عليها با شنيدن آن دو آيه قرآن گريست و به صورت بر زمين افتاد و گفت: «واى به حال گناه كارانى كه اهل آتش جهنّم گردند.»
سلمان چون اين صحنه دلخراش را ديد، گفت: «اى كاش من گوسفندى بودم تا مرا مىكشتند و قطعه قطعه مىكردند و مىخوردند و نامى از آتش سوزان جهنّم را نمى شنيدم!!»
و ابوذر گفت: «اى كاش مادرم عقيم بود و مرا نزاییده بود و اين گونه وصف آتش دوزخ را نمى شنيدم!!»
و سپس مقداد گفت: «و اى كاش من پرندهاى در منقار پرندگان مى بودم و نامى از آتش سوزان جهنّم را نمى شنيدم.»(2)
پي نوشتها:
1) سوره حجر: آيه 44
2) بحارالا نوار: ج 43 ص 87 89 ح
منبع:جام نيوز
به گزارش سایت ستاد بازسازی عتبات عالیات، وقتی تاریخ ساختمان حرم مطهر امام حسین علیه السلام را مرور می کنیم دوران مختلفی سپری شده و این بنای مقدس بارها ضمن تخریب از سوی دشمنان اهل بیت (ع) بازسازی شده و روز به روز بر عظمت و شکوه این بنای مقدس افزوده می شود و حال با همت ستاد بازسازی عتبات عالیات صحن عقیله بنی هاشم نیز به این بارگاه مقدس اضافه خواهد شد. در زیر به اختصار به بیان روند ساخت ، تخریب و بازسازی های صورت گرفته از ابتدا تا عصر حاضر می پردازیم:
خرید مکان قبر سیدالشهداء(ع)
در مقطع ابتدایی، بنای بقعه نهاده شده و بازسازی آن از آغاز تا پایان دوره عباسی در مراحلی صورت گرفته است به نحوی که پس از شهادت امام حسین(علیه السلام)، طایفه ای از بنی اسد به همراه امام سجاد علیه السلام پیکر آن امام و یارانش را در همان جایی که محل شهادت آنان بود به خاک سپردند. برآمدگی هایی از خاک، که نشانِ آن قبرهای مطهر بود، نخستین بنایی است که بر فراز آن ستاره های درخشان بیابان طف نهاده شدگفته اند امام حسین(علیه السلام) هنگام ورود به طف، مکان قبر خود و یارانش را به شصت هزار درهم خرید و آن را صدقه قرار داد، به شرطی که آنان قبر او را آباد کرده و از زائران او به مدت سه روز پذیرایی کنند.
بنای نخستین بقعه در کربلا
اما نخستین بقعه و آرامگاهی که بر فراز آن برآمدگی ها ساختند، به دست مختار بن ابی عبیدة ثقفی، انتقام گیرنده خون شهیدان کربلا، بود. مختار پس از آن که با سپاهیان خود، به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر، سپاه عبید الله بن زیاد را شکست داد و تمامی جنایت کاران آن حادثه را مجازات کرد، در 65ق بر مزار آن شهیدان حاضر شد و شالوده نخستین بقعه و آرامگاه را بر فراز آن قبرها بنا نهاد و روی آن ها یک دیوار و سقف آجری با روکش گچ گذارد.
مرقد امام حسین(علیه السلام) در عصر خلفای عباسی
در آغاز عصر عباسی، به هنگام خلافت سفاح، کنار مرقد امام حسین(علیه السلام) بنای سرپوشیده دیگری ساخته شد که در دوران هارون الرشید تخریب شد. اما مأمون فرزند هارون، که از معتزله بود و گرایش هایی به علویان داشت، در 193 ق بنایی زیبا بر قبر آن حضرت برپا کرد که تا عصر متوکل هم چنان باقی بود.
متوکل عباسی نیز در 236 ق قبر امام، خانه ها و سراهای پیرامون آن را به کلی ویران کرد. حتی دستور داد تا زمین آن را شخم زنند و بذر بپاشند و بر قبر آب ببندند و مردم را از زیارت آن مقام باز دارند. اما منتصر پس از قتل پدر به خلافت رسید و به جبران اقدام های نادرست پدر پرداخت. او بنای حرم را در 247 ق بازسازی و بنای با عظمتی، بر فراز قبر مطهر استوار کرد و مسجدو صحن و مناره ای را نیز برای راهنمایی زائران و نشان دادن آن مکان مقدس بنا نمود و مردم را به زیارت شهیدان کربلا تشویق کرد. 10سال بعد، در 283 ق، محمد بن زید علوی، از نواده های امام حسن مجتبی(علیه السلام) ملقب به داعی صغیر و از حاکمان شیعی طبرستان، این بقعه و بنا را مرمت کرد.این کار را محمد ورد القطان انجام داد. او قبه با شکوهی بر فراز قبر سید الشهداء ساخت و در مجاورت آن، دو ساختمان با سقف چوبی بنا کرد .
ساخت نخستین رواق های حرم در دوران آل بویه
در دوران آل بویه، به ویژه عصر حکومت عضدالدوله دیلمی، توجه و اهتمام زیادی به مرقد امامان و عتبات عالیات شد. عضد الدوله در 371 ق بنا و حرم بزرگ و باشکوهی برای سالار شهیدان ساخت و قسمت های زیادی از بنا را تجدید کرد. برای نخستین بار، در هر چهار سمت حرم، رواق ها و شبستان هایی ساخت و قبه و رواق ها را به زیبایی با هزینه های فراوان تزیین کرد. او ضریحی را، که از چوب ساج ساخته شده و با عاج تزیین شده بود، روی قبر آن امام نصب کرد و با پارچه های گران قیمت دیباج قبر را پوشاند.
در زمان سلطان الدوله دیلمی، هنگامی که حرم مطهر دچار آتش سوزی شد، وزیر شیعی این پادشاه، ابو محمد حسن بن فضل معروف به ابن سهلان رامهرمزی، به تعمیر آن اقدام کرد. او در 407 تا 412 ق به بازسازی و نوسازی حرم مطهر، رواق ها و گنبد آن پرداخت. ابن بطوطه این بنا را در 727 ق به چشم خود دیده و در سفرنامه اش توصیف کرده است. او هم چنین دیوار و قلعه محکمی برای شهر ساخت تا امنیت مردم را از هجوم دشمن تأمین کند. این دیوار دروازه های آهنی سنگینی داشت. اما جریان آتش سوزی حرم در آن سال، به سبب افتادن دوشمع از شمع های حرم برروی فرش ها بود که آتش به سرعت به پرده ها و رواق ها و گنبد سرایت کرد و تنها دیوارهای حرم و بخشی از حرم و مسجد عمران بن شاهین از تخریب در امان ماند.
عصر سلجوقبان و بازسازی حائر حسین(ع)
در عصر سلاجقه، به هنگام حکومت سلطان ملک شاه سلجوقی، به سال 479 ق وزیر شیعی او، مجدالملک
